دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

177

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

طبقات مذهبى تابع نهاد سياسى و تحت نظارت مستقيم آن باشند . اين نظام تا زمانى كارآيى داشت كه شاه در قلمرو حكومت خود مقتدر بود و حرف اول را مىزد . ولى طبق نوشته سرجان ملكم « رامخويى و شهوترانى » شاه سلطان حسين در مقايسه با هرزگيهاى سليمان ( شاه سليمان : 1105 - 1077 / 1694 - 1666 ) مملكت را به سوى ويرانى و انحطاط راند . دينخواهى او بسيار قوى بود لذا ملاها و سادات در مقامات بالا قرار گرفتند . . . نجباى عاليجاه جاى خود را با دلگيرى تمام به خواجگان سپردند ؛ ولى نارضايتى آن‌ها فقط در شكوه و شكايت‌هايشان جلوه پيدا كرد . « 1 » » دولت پررونق و چندفرهنگى صفوى كه « غربا و بيگانگان در آن نواخته و حمايت مىشدند و خارجيان از نواحى مختلف جهان مخصوصا اروپا در ايران آرام و قرار مىگرفتند « 2 » » تا زمان شاه سليمان ادامه داشت . ولى موقعيت و وضع تجار ارمنى ( در زمان شاه سلطان حسين ) كه دادوستد بازرگانى و مالى آنها موجب شكوفايى اقتصادى صفويان بود ، بسيار مختل شد چون شاه ضعيف‌تر از آن بود كه بتواند « آنها را از حرص و ولع وزراى حريص و خواجگان و روحانيان آزمند دربارى نجات دهد « 3 » . » موقعيت و مقام صدر كه وظيفه او رابطه مستقيمى با مفهوم اصلى دولت صفوى در دورهء اول داشت در نيمه دوم قرن هفدهم رو به زوال رفت . شاه عباس دوم قدرت صدر را آگاهانه محدود ساخت و صدارت در سال 1077 / 7 - 1666 به دو بخش صدر خاصه و صدر عامه ( ممالك ) تقسيم شد و اين اقدامى بود كه به راستى در تقسيم جارى تشكيلات صفوى منعكس شد و نشان داد كه صدر ديگر مقامى با اهميت درجه اول نيست . عالىترين مقام مذهبى از زمان سلطنت سلطان حسين ( 1105 / 1694 ) و شايد هم قبل از آن ، از آن ملاباشى بود « 4 » . ولى صدور در درجهء اول مسئول تشكيلات اوقاف بودند و قضات در بعضى از امور حقوقى آنها را كمك مىكردند . تشكيلات ايالتى حكومت‌هاى ايالتى به ميزان زيادى كوچك‌شده حكومت مركزى بودند . بعضى از مأموران عاليرتبه حكومت مركزى در دربارهاى حكام ايالات همتاهايى داشتند . جلوتر از همه وزرا و

--> ( 1 ) - ملكم ، تاريخ ايران ، جلد 1 ، صص 5 - 594 . ( 2 ) - همان ، ص 592 . ( 3 ) - همان ، ص 627 . ( 4 ) - مينورسكى ، تذكرة الملوك ، ص 110 .